شاه سلطان حسین!
حضرت آیت الله العظمی خامنه ای رهبر معظّم انقلاب اسلامی در دیدار با هزاران نفر از دانشجویان دانشگاه علم و صنعت با بیان برخی مطالب مهم هوشیاری ملّت را در جریان انتخابات ریاست جمهوری خواستار شدند. ایشان مهمترین مسؤولیت دانشجویان را به عنوان چشم بینای طبقه روشن بین و روشنفكر جامعه، مراقبت از ظاهر و باطن نظام اسلامی و جلوگیری از انحراف آن دانستند و خاطر نشان كردند:
«اگر ملّت و مسؤولان، شاخصهای اصلی هویت اسلامی نظام را حفظ كنند، هیچ دشمنی قادر به آسیب رساندن به این كشور نخواهد بود». ایشان همچنین عدالت طلبی، ساده زیستی مسؤولان، كار و تلاش مخلصانه، طلب و پویایی علمی بی وقفه، ایستادگی قاطع در مقابل طمع ورزی و سلطه بیگانگان و دفاع شجاعانه از حقوق ملی را جزء شاخصهای هویت اسلامی دانسته و افزودند:
«باید بسیار مراقب بود تا این روح و سیرت نظام اسلامی از دست نرود». ایشان در ادامه تبیین شاخصهای هویت حقیقی نظام به شجاعت اعتماد به نفس مسؤولان اشاره كردند و بیان داشتند:
«اگر روزی در میان مسؤولان كشور، بی جرأت و ضعیفی همچون شاه سلطان حسین پیدا شود، حتی اگر در میان مردم نیز شجاعت و آمادگی وجود داشته باشد، مملكت و جمهوری اسلامی تمام است؛ چرا كه مسؤولان ترسو و مقهور، ملّتهای شجاع را نیز به ملّتهای ضعیف تبدیل می كنند. »
پیرامون چرایی و چیستی سخنان مقام معظّم رهبری برخوردهای متفاوتی از سوی جریانات سیاسی كشور صورت گرفت. عده ای با بهره گیری از تاكتیكها و تكنیكهای جریان سازی و جنگ روانی از انعكاس بیانات حكیمانه ایشان و توجه افكار عمومی به سخنان معظّم له، ممانعت به عمل آوردند و از روش بایكوت و عدم انعكاس و یا تخفیف بیانات استفاده كردند. اما عده ای دیگر به صورت مصداقی با سخنان مقام معظّم رهبری برخورد و سعی كردند، سخنان ایشان را منطبق با مصداق كرده و چرایی و چیستی آن را به زعم خود تبیین كنند. آنان مطالب ایشان را بیان یك رخداد عبرت آموز تاریخی و در عین حال مرتبط با مسائل سیاسی كشور دانسته و از این منظر سعی در تبیین مباحث رهبر انقلاب نمودند. سید محمد خاتمی كه بیشتر نگاهها به سمت وی بود، از بیان مصداق و تشابه وی با شاه سلطان حسین دلخور شده و بیان داشت:
«رهبری اخیراً مطالبی كلّی و اساسی فرمودند، ولی متأسفانه بعد از سخنان ایشان، برخی كسانی كه تكلیفشان حفاظت از رأی مردم و نظارت بر انتخابات است، آمدند و تفسیرهایی كردند كه به نظر ما عجیب است و می گویند رهبری تكلیف را مشخص كردند كه چه كسی انتخاب شود و چه كسی در صحنه بیاید و این طور القأ می كنند كه یك جریان باید بماند و جریان دیگر باید برود. مگر رهبری خودشان نمی توانند مطالب را بگویند؟ در همه دوره ها ایشان فرموده اند كه دخالتی در انتخابات نمی كنند و از هركسی كه رأی بیاورد حمایت خواهند كرد. »
اما واقعیت آن بود كه بیانات مقام معظّم رهبری نه فقط شخص خاص، بلكه جریانهایی كه شاه سلطان حسینی عمل می كنند را شامل می شد. این سخنان از آن جهت اهمیت بیشتری داشت كه می توانست در جهت شناسایی شاه سلطان حسین ها و انتخاب آگاهانه و نه از روی انفعال را بویژه برای استقبال از مهمترین رخداد سیاسی كشور یعنی انتخابات ریاست جمهوری دهم را در بر داشته باشد. البته یكی از دلایل حمایت غرب و امریكا از جریانی خاص در طی سالهای اخیر و استقبال آنان از به قدرت رسیدن آن جریان، همین داشتن روحیه شاه سلطان حسینی آنهاست.
بوش ( رئیس جمهور وقت امریكا) در سخنرانی خود در مركز بروكینگز اظهار داشت: «ما در منطقه امید زیادی به اصلاح طلبان و فعالان حقوق بشر داریم. ما از اصلاح طلبان و فعالان حقوق بشر و ناراضیان سیاسی در سراسر منطقه حمایت می كنیم و با آنها همراهیم. »
اصلاح طلبان با بیان این كه برای امریكا اصلاح طلب و اصولگرا تفاوتی ندارند، سعی در تبرئه خود نمودند. آنان به جای اعلام تبرّی و انزجار از این حمایت آمریكا تلاش كردند، عدم تفاوت بین اصلاح طلبان و اصولگرایان را القأ نمایند. در همین رابطه رسول منتجب نیا (قائم مقام حزب اعتماد ملی) گفت: «از نظر آمریكا جبهه اصلاح طلب و اصولگرا تفاوتی ندارند. » همچنین سعید حجاریان (مشاور خاتمی) گفت: «اصلاح طلب و اصولگرا برای آمریكا سرو ته یك كرباس هستند و تفاوتی ندارند و منظور بوش اصلاح طلبان منطقه مانند ابومازن و حریری بوده و متوجه ما نمی شود»اما گری سیك (معاون سابق وزارت خارجه امریكا) در سخنانی اذعان كرد: «من در ایران روشنفكرانی را دیدم اشاره های ما را دنبال می كنند، آنها شش لولی را بالا برده اند تا هر كس و هرچه را كه با ما ناسازگار است، هدف قرار دهند؛ مثلاً وقتی ولایت فقیه را كه تكنولوژی برتر ما را در طبس در اراده برتر خود دفن كرد. »
مقام معظّم رهبری در 19 دی 1386 در سخنانی (یك هفته بعد از سخنان بوش) درباره ننگ بودن حمایت امریكا برای برخی از گروههای داخلی تذكر دادند و فرمودند:
«ببینید چه ویژگیهایی آن جریان خاص دارند كه بوش از آنان حمایت می كند؟» و آن ویژگی چیزی نمی باشد جز روحیه شاه سلطان حسینی.
در مورد حمایت امریكا از اصلاح طلبان یك علامت سؤال بزرگ در ذهن ایجاد می شود. چرا این حمایتها از طرف امریكا صورت می گیرد؟ باید در این خصوص تأمل كرد و دید كدام نقیصه در این گروهها و اشخاص منتسب به آن وجود داشته كه دشمنان قسم خورده انقلاب اسلامی حمایت خود را از آنان اعلام می كند؟ از این منظر بررسی رفتار و عملكرد این گروههای سیاسی نشان دهنده علت این حمایت خواهد بود. آیا عملكرد كسانی كه توسعه سیاسی را منوط به تغییر قانون اساسی می دانستند و نامه نگاری هتاكانه برخی نمایندگان وابسته به آن جریان، به رهبری و پیشنهاد نوشیدن جام زهر جهت برقراری رابطه با امریكا و یا طرح حاكمیت دوگانه، رفراندوم، خروج از حاكمیت یا استعفای دسته جمعی، استعفا و تحصن در مجلس و بسیاری از عملكردها و اظهار نظرها - كه مجال بیان آنها نمی باشد - دشمن را به طمع نینداخته است؟ و اگر این تعبیر مورد پسند این جریان خاص نمی باشد، چرا آنها هیچ وقت و به هیچ گونه از حمایت آشكار امریكا از این جریان، اعلام برائت نكرده و از ننگ آن خود را پاك نگردانیده اند؟! قطعاً حمایت امریكا از كسانی است كه ضعف اعتقادی دارند و قدرت امریكا را قدرت بی پایان و لایزال می دانند و نه تنها در بحث هسته ای قائل به عقب نشینی بودند و هستند، بلكه از روی هراس و داشتن روحیه شاه سلطان حسینی، طرح سه فوریتی جهت اجرای پروتكل الحاقی تهیه می كردند و برخی از سران آنان این گونه در سر مقاله روزنامه های خود می نوشتند كه: «حتی اگر بحث هسته ای را حل كنیم، آمریكا مشكل دیگری برایمان درست می كند؛ لذا برای زندگی در دهكده جهانی، راهی جز دیدن كدخدا نداریم. » آنها در مواضع اعتقادی نیز قائل به جدایی دین از سیاست بودند و هستند و در اظهارات علنی و آشكار خود صورتی كاملاً سكولار عرضه و به نمایش گذاشته اند، و چنین عملكردی امری بدیهی به شمار می رود و با چنین اعتقادات سستی چگونه می توانند بر مسند حكومت داری نشسته و از انقلاب اسلامی كه ثمره خون هزاران شهید است، حفاظت و پاسداری كنند؟
در این جا فقط برای آشنایی شما عزیزان، گوشه هایی از آنچه در گذشته بویژه در دوران اصلاحات در اظهارنظرها و در برخی محافل و رسانه های آن جریان مطرح شد، اشاره می كنیم تا شاید پاسخی باشد بر این پرسش كه چرا آمریكا از اصلاح طلبان حمایت می كند و رد سخنان كسانی باشد كه اظهار می كردند اصلاح طلب و اصولگرا برای آمریكا سر و ته یك كرباسند و تفاوتی بین آنها وجود ندارد.
1- ایجاد شبهه در مورد طول عمر 950 سالأ حضرت نوح (ع) كه در آیه 41 سوره عنكبوت بدان اشاره شده است.
2- تقاضای تغییر زیارت وارث به دلیل مضامین مربوط به زمان گذشته و جایگزین ساختن زیارتنامه ای با محتوای متناسب با آزادی.
3- انكار معاد و حیات اخروی.
4- جواز تغییر برخی احكام قرآن توسط مردم.
5- انكار حكم ارتداد تحت عنوان مقاله ای با نام دین، مدارا و خشونت.
6- مخالفت با آیات حجاب.
7- جدایی دین از سیاست در مقاله ای با عنوان نگاهی به پروژه رهایی جریان روشنفكری دینی.
8- هجمه به فقه و فقهای شیعه با درج مقاله ای با عنوان فقه در ترازو.
9- صدور مجوز راهپیمایی علیه خدا.
01- شبهه آفرینی پیرامون صحّت قصه حضرت یوسف (ع) در قرآن و محال دانستن آن.
11- عاشورا را نتیجه خشونت طلبی پیامبر (ص) و علت خشونتهای بعدی دانستن با عنوان مقاله خون به خون شستن محال آمد محال.
21- زنده نگهداشتن عاشورا را احیای عنصر خشونت دانستن.
31- تضعیف عزاداری شیعیان برای امام حسین(ع) و انگیزه شخصی و فرقه ای خواندن عزاداریهای محرم.
41- مقابله با روضه خوانی برای امام حسین(ع) و درخواست تعدیل منزلت اجتماعی مداحها.
51- معرفی قیام امام حسین(ع) به عنوان مانع رشد جامعه مسلمین در مقاله ای تحت عنوان امام محمّدباقر (ع) بنیانگذار اصلاحات فرهنگی در اسلام.
61- انتساب سبك عزاداری شیعیان به مسیحیان.
71- پیوند عزاداری امام حسین(ع) با سیاوش.
81- معرفی قیام عاشورا به عنوان خشونت آفرینی.
91- تعیین تاریخ مصرف برای اندیشه پیامبران.
02- ادعای بازخواست از پیامبر خدا طی مقاله ای موهن با عنوان جامعه مدنی، كسی فوق قانون نیست.
12- ادعای معصوم نبودن انبیأ و تردید در آن.
22- انكار حق ّ حاكمیت برای انبیأ.
32- نفی مشروعیت الهی زعامت نبی اكرم وائمه اطهار(ع).
42- سراب خواندن منجی انسانها.
52- انكار حرمت روابط نامشروع.
62- اشكال به قوانین اسلامی و حقارت زن دانستن اذن از شوهرش.
72- ادعای عدم كارایی احكام اسلامی.
82- انكار اصل ولایت فقیه و رد ضرورت ولایت فقیه و اهانت به آن همچنین بیان این كه جامعه مدنی ولایت مطلقه را نمی خواهد. حتی ولایت را نمی خواهد. ما احتیاج به رهبر نداریم. مگر مردم یتیم اند كه پدر بخواهند؟ فاشیستها دنبال پدر می گردند.
92- مغایر معرفی كردن حكومت ولایی با حكومت جمهوری و دموكراسی.
03- ناكارآمد دانستن نظام ولایت فقیه.
13- محكوم كردن اندیشه های شهید شیخ فضل الله نوری.
23- ادعای پایان دوران تفكر و اندیشه حضرت امام(ره).
33- اتهام طرفداری حضرت امام(ره) از جامعه تك صدایی و تك حزبی و اتهام خشونت گرایی به ایشان.
43- تشبیه كردن نظام به رژیم سلطنتی.
53- ادعای كوركورانه بودن رأی مردم به جمهوری اسلامی در مقاله ای تحت عنوان كفش سیندرلای خاتمی.
63- منشأ خشونت دانستن هیأتهای مذهبی.
73- عمل زشت و وحشیانه خطاب كردن آتش كشیدن پرچم آمریكا و سر دادن شعار مرگ بر آمریكا.
83- متأثردانستن انقلاب اسلامی از الگوی حكومت شوروی سابق و یكسان بودن سرانجام آن. . . .
اینها نمونه هایی از هزاران خروار است، كه متأسفانه بسیاری از این عناصر بحران آفرین و شبهه افكن در انتخابات دهم ریاست جمهوری، پشت سر برخی كاندیداها صف آرایی كرده و برای بازگشت مجدّد، لحظه شماری می كردند. از این رو مقام معظّم رهبری در سخنان خود در دیدارها و محافل مختلف با روشنگری كامل، خطر بازگشت چنین افرادی را با این تفكرات، متذكر شدند.