« دولت نجات ملی» و « دولت وحدت ملی»، یا عبور از احمدی نژاد!؟
ورود زود هنگام جریانهای سیاسی به عرصه فعالیتهای انتخاباتی مرتبط با انتخابات دهم ریاست جمهوری و طرح ایده ها و نظریه های سیاسی، بسیاری از مسائل مهم كشور در حوزه های گوناگون را تحت الشعاع قرار داد. به گونه ای كه مقام معظّم رهبری در دیدار با دانش آموزان و دانشجویان و تشكلهای دانشجویی، با تذكر به زود هنگام بودن فعالیتهای انتخاباتی آن را موجب انحراف ذهنها از مسائل اصلی و مشغول كردن افراد به یكدیگر و برخی بدگوییها و آن را به ضرر مصالح كشور دانستند.
در حالی كه رئیس دولت نهم به عدم پاسخگویی به موج سازیهای سیاسی و تخریبهای گسترده علیه دولت تأكید می نمود و پاسخگویی به آنها را واماندن از كارهای اساسی كشور می دانست، دو نظریه سیاسی « دولت نجات ملی» و « دولت وحدت ملی» فضای مطبوعاتی و رسانه ای كشور را انتخاباتی كرده و هریك از احزاب و تشكلها و گروههای سیاسی نسبت به این دو ایده و نظریه واكنش نشان داده و با نقد و بررسی آن، سعی در اثبات و یا رد آن نمودند.
شعار « دولت نجات ملی» كه از میانه سال 87 از سوی گروههای دوم خردادی اعلام و بر این فرض و تحلیل استوار بود كه كشور در بدترین شرایط قرار گرفته و خطرات جدّی منافع ملی و امنیت ملی را تهدید می نماید، جریانهای سیاسی را تشویق می نمود تا در شرایط كنونی باید در فكر نجات كشور باشند! لذا برای به ثمر رسیدن این شعار ماهها كار شد.
سیاه نمایی هایی كه از اوضاع كشور در حوزه های اقتصای، اجتماعی، مدیریتی با طرح مجدّد خطرات خارجی و تهدیدات نظامی دشمنان به اوج خود رسید. احزاب و گروههای دوم خردادی، سعی كردند سیاستهای دولت نهم را عامل پیدایش چنین وضعیتی برای كشور معرفی كرده و این گونه وانمود كنند كه باید در انتخابات دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، كسی را به صحنه آورند كه بتواند كشور را نجات داده و اوضاع نابسامان را سامان بخشد!
شرایط كشور را ویژه معرفی كردن - از سوی برخی چهره های سیاسی - مقدمه ای بود برای طرح ائتلاف در جبهه دوم خرداد با هدف نجات دادن كشور از خطرات و بحرانهایی كه با آن روبه رو شده است.
در همین راستا موسوی لاری (وزیر كشور دولت اصلاحات) در اوّلین گردهمایی رؤسای استانی و اعضای ستاد ائتلاف اصلاح طلبان گفت: «شرایطی كه كشور ما بخصوص در حوزه مدیریتی كشور دارد، شرایط ویژه ای است، هم در تعامل با خارجیها و هم در سیاست داخلی و هم برنامه هایی كه باعث شده است حتی نزدیك ترین افراد به مدیران اجرایی، امروز به این نتیجه برسند كه پاره ای از تصمیم گیریها اشتباه بوده است. » در این گردهمایی سید محمد خاتمی نیز از مشكلات پیش رو سخن گفت و اظهار داشت: «هدف اصلاح طلبان تنها جذب رأی نیست بلكه خدمت به كشور است. كشور ما در معرض تهدیدهای بزرگی است و متأسفانه نگرانی جدّی وجود دارد كه با مشكلات بزرگتری روبه رو شود. »
در راستای سیاه نمایی و بحرانی جلوه دادن اوضاع كشور، عبدالله رمضان زاده (سخنگوی دولت اصلاحات) پیشنهاد می دهد كه ائتلافی فراتر از جناح اصلاح طلب و متشكل از همه دلسوزان نظام اعم از اصولگرایان و اصلاح طلبان تحت عنوان «ائتلاف برای نجات كشور» تشكیل شود!
تكرار این دیدگاه از سوی محافل و رسانه های دوم خردادی در آن ایام به گونه ای است كه می توان نتیجه گرفت جریان دوم خرداد به دنبال جا انداختن این شعار به عنوان گفتمان در سطح ملی است، تا براساس آن ایجاد موج نموده و در انتخابات ریاست جمهوری میوه آن را برداشت نماید.
اهدافی را كه آنان از طرح چنین شعاری دنبال می كردند عبارت بود از: مرعوب ساختن مردم از روند مسائل كشور و تخریب پایگاه اجتماعی اصولگرایان - بویژه دولت نهم - برای بسترسازی جهت روی آوردن مردم به سمت اصلاح طلبان و ایجاد ائتلاف و وحدت میان احزاب و گروههای دوم خردادی كه در انتخابات گذشته دچار تفرقه شده بودند و معرفی فردی به عنوان ناجی، در فضایی كه كشور بحرانی تلقی می شود.
در این اوضاع است كه اصلاح طلبان حتی انتقادهای منصفانه برخی اصولگرایان را با بزرگ نمایی، در راستای این شعار دانسته و زمینه های حضور خاتمی برای كاندیداتوری ریاست جمهوری مهیا شد. بهزاد نبوی (از اعضای ارشد سازمان مجاهدین) خاتمی امروز را سمبل نجات ملی معرفی كرد و با طرح این موضوع سعی در قانع كردن ایشان برای حضور در انتخابات دهم كرد. حسین مرعشی (سخنگوی حزب كارگزاران) نیز با تمجیدهای فراوان از خاتمی، وی را دارای شخصیت و اعتبار بین المللی و مقبولیت داخلی معرفی كرده و بیان می كند: «اگر همین فردا آقای خاتمی رئیس جمهور شود، از چنان ظرفیتی برخوردار است كه تهدیدات بین المللی علیه ایران را منتفی كرده و ایران را از این چالشهای موجود بیرون می آورد!»
اگرچه شعار نجات ملی از جهت طراحان و اهداف بانیان آن، از شفافیت لازم برخوردار بود، لكن ایده « دولت وحدت ملی» از این میزان شفافیت برخوردار نبود و نگرشهای متفاوتی در مورد چگونگی و ماهیت آن نظریه و اهداف ارائه كنندگان آن مطرح بود. طرح این ایده از سوی چهره های اصولگرا در فضایی مطرح شد كه جریانات اصلاح طلب با طرح ایده « دولت وحدت ملی» زمینه را آماده كرده بودند. اولویت اوّل آنان در به نتیجه رسیدن احزاب و گروههای اصلی شركت كننده در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری، حذف احمدی نژاد از ریاست قوّه مجریه در دوره بعد و به قدرت رسیدن خاتمی یا هر فرد دیگری از اصولگرایان به عنوان اولویت دوم محسوب می شد.
پرداختن به موضوع حذف دو جریان اصولگرایان سنّتی و اصلاح طلبان به عنوان دو جریان اصیل انقلاب وبه قدرت رسیدن یك جریان بی ریشه و بدون سابقه انقلابی و مشكوك، موضوع عبور از احمدی نژاد توسط اصولگرایان را تقویت می كرد.
شاید اظهارات هاشمی رفسنجانی و واكنش برخی از چهره های برجسته اصولگرا نسبت به این اظهارات، عمق و پیچیدگی موضوع را نشان داد. ایشان در حاشیه همایش اصل 44 در مورد وحدت ملی بیان داشت: «چیز جالبی است كه این طرح به صورت عوامانه مطرح می شود. این طرح را اوّل ناطق نوری مطرح كردند كه جزو اصلاح طلبان نیست. بعد هم لاریجانی مطرح كرد كه او هم جزو اصلاح طلبان نیست. بعد هم جامعه روحانیت مبارز با درخواست عسگر اولادی، باهنر و حبیبی به میدان آمد. فقط وقتی كرباسچی آن را قبول كرد، موج برگشت و گفتند اصلاح طلبان این را مطرح كرده اند. در حالی كه اصلاح طلبان با این طرح مخالفند، زیرا این طرح معنایش این است كه رئیس جمهور اصولگرا و كابینه مشترك باشد. این طرح ناطق است، آن را وارونه نكنید. »
هرچند كه بعد از اظهارات هاشمی در مورد طرح وحدت ملی برخی از كسانی كه هاشمی از آنان نام برده بود، چنین موضوعی را تكذیب كردند، اما علی اكبر ناطق نوری كه از طراحان اصلی این ایده محسوب می شد، پس از ایجاد موجهای به وجود آمده از ارائه این طرح، اظهار داشت: «عده ای تلاش می كنند طرح تشكیل دولت وحدت ملی را به عنوان پروژه ای برای عبور از احمدی نژاد تلقی كنند، در حالی كه این مسأله را تنها به این خاطر بیان كردم كه بگویم یك جناح نمی تواند كشور را بخوبی اداره كند.» ناطق نوری همچنین ضمن گلایه از برداشتهای نادرست نسبت به طرح وحدت ملی، ادعای نزدیكی خود را با خاتمی و اندیشه های وی رد كرده و از وجود اختلاف اندیشه با خاتمی سخن به میان آورد.
حبیب الله عسگراولادی (دبیركل ّ جبهه خط امام و رهبری) نیز در خصوص سخنان هاشمی، این سخنان را خلاف واقعیت خواند و دلیل آن را نیز ارائه گزارشهای غلط به ایشان دانست.
از طرف دیگر بسیاری از اصولگرایان كه خدمات دولت نهم بویژه آثار این خدمات در سفرهای استانی و حمایتهای بی دریغ مقام معظّم رهبری از دولت مكتبی نهم را می دیدند، از عملكرد آن حمایت كرده و بیان می داشتند كه با وجود انتقادهایی كه از دولت نهم دارند، اما از احمدی نژاد عبور نخواهند كرد. در همین حال تأكید نمودند كه هدف اصلی از این طرح و ایده، اختلاف افكنی میان اصولگرایان و توافق بر سر «نه» به احمدی نژاد و آن را یك مدل عقب افتاده و سهم خواهی احزاب و راهی برای رسیدن اصلاح طلبان به مناصب اجرایی كشور دانستند.
مهدی كوچك زاده (نماینده مجلس هشتم) در گفتگو با ایسنا ضمن رد دولت وحدت ملی، تحقق آن را حرف بی ربط و موضوع تمام شده ای دانست و تصریح كرد: « دولت وحدت ملی در زمان و مكانی كه هیچ موضوعیتی ندارد، توسط كسانی مطرح شد كه باید در نیّت و اخلاص سیاسی آنها تردید كرد. » وی در ادامه بیان داشت: «این طرح از سوی اصولگرایان بازی خورده مطرح شده است. »
با بیان این مواضع از سوی شخصیتهای سیاسی جریان اصولگرا مبنی بر عدم عبور از احمدی نژاد، جریان مخالف احمدی نژاد متوجه شد كه اصولگرایان دست از احمدی نژاد برنمی دارند و همچنان از او به عنوان بهترین نامزد اصولگرایان برای انتخابات دهم یاد می كنند. آنان با ناخرسندی از وحدت اصولگرایان نوشتند: «انتقاد اصولگرایان از احمدی نژاد و دولت او كه پس از برگزاری انتخابات مجلس هشتم، روند افزایش به خود گرفته بود، ناگهان در میان طیفهایی از اصولگرایان دچار وقفه گردید. » و درنتیجه عملاً طرح دولت ملی عقیم ماند.
حجه الاسلام حسینی بوشهری (عضو ارشد جامعه مدرسین حوزه علمیه قم) با اشاره به این كه نماد وحدت ملی ما مردم هستند، گفت: «آنچه از طرح وحدت ملی برداشت می شود، انتخاباتی بودن آن است ولی چنین طرحی به طور معمول در جوامعی مطرح می شود كه بن بست سیاسی و انسداد به وجود آمده است. »
همچنین عبد خدایی (دبیركل ّ جمعیت فداییان اسلام) در این باره بیان داشت: « ولایت فقیه مایه وحدت ملی است و به خاطر همین امر امروز لبه پیكان دشمنان به سوی ولایت فقیه است. »
در مورد وحدت ملی كه یك اصل ارزشمند در انقلاب اسلامی بوده و هست و همواره مورد تأكید حضرت امام(ره) و مقام معظّم رهبری نیز قرار گرفته، نباید تردیدی به خود راه داد و آن را باید حفظ نمود. اما بیان این نكته قابل توجه است كه ایده دولت وحدت ملی از اساس مقوله ای متفاوت از وحدت و انسجام ملی است.
كسانی كه این ایده را تحت تأثیر القائات جریانهای خاص و نشان دادن اوضاع كشور به بحرانی بودن مطرح ساختند، بر این باور قرار داشتند كه برای برون رفت از مشكلات به وجود آمده، باید دولت وحدت ملی تشكیل داد. همه صاحب نظران مسائل سیاسی بر این اتفاق نظر هستند كه بیگانگان بویژه امریكا طی سی سال گذشته در ایران سیاست بحران آفرینی را دنبال كرده و از عوامل بحران ساز حمایت قاطع كرده اند. بر همین اساس اگر دولت نهم باعث پیدایش بحران در ایران شده، و ادامه این سیاستها كشور را با بن بست مواجه خواهد ساخت ، علی القاعده باید غربیها و امریكاییها از تداوم حضور احمدی نژاد و دولت نهم در قدرت خشنود باشند و آن را مورد تأیید قرار دهند. ولی آنچه در این سالها اتفاق افتاده عكس آن را نشان می دهد.
غربیها همواره از روی كار آمدن دولت نهم و احمدی نژاد به سختی نگران بودند و حتی این نگرانی خود را نتوانستند مخفی نگه دارند در اظهار نظرهای خود آن را علنی كرده اند. تا جایی كه جرج بوش رئیس جمهور وقت امریكا طی مصاحبه ای با صراحت اعلام كرد «در ایران همه چیز بخوبی پیش می رفت و مسأله هسته ای ایران تمام شده بود، ولی احمدی نژاد آمد و همه چیز را به هم زد. » و یا كوشنر وزیر امور خارجه فرانسه در گفتگو با شبكه سی ان ان گفت: «آرزوی غرب پیروزی مخالفان احمدی نژاد در انتخابات آینده است و از تحركات مخالفان دولت احمدی نژاد بسیار خوشحالم. » همچنین در آستانه انتخابات دهم سازمان سیا به اسرائیل توصیه می كند برای جلوگیری از پیروزی احمدی نژاد فعلاً ایران را تهدید نكنید.
رسانه های فارسی زبان غربی برخلاف رویأ سی سالأ خود، نه تنها انتخابات دهم ریاست جمهوری را تحریم نكردند بلكه در اقدامی هدفمند مردم را به شركت در انتخابات فرا خوانده و مرتباً بیان می داشتند كه فقط به احمدی نژاد رأی ندهید. در این رابطه روزنامه صهیونیستی جوویش كرونیكل با اشاره به تلاش امریكاییها برای عدم پیروزی احمدی نژاد در انتخابات دهم تأكید كرد: «تنها كسی كه نباید رئیس جمهور شود احمدی نژاد است. »
رادیو صدای امریكا از قول امیرحسین گنج بخش (عنصر ضد انقلاب مقیم امریكا) گفت: «مهمترین عامل در زمینه شركت آقای خاتمی در انتخابات این است كه یك اجماعی میان هواداران نظام به وجود آمده ادامه دولت احمدی نژاد، خطرات بسیار هولناكی را به همراه خواهد داشت. »
همچنین روزنامه سوداوست فرانسه ضمن تحلیل از وضعیت انتخابات در ایران در گزارشی نوشت: «پیروزی مجدّد احمدی نژاد در انتخابات ایران، مانع تحقق اهداف واشنگتن و تل آویو در منطقه است.»
پس چگونه ممكن است دولتی كه برای غرب و امریكا مشكل ساز شده است، كشور را رو به بحران و تباهی ببرد!؟ آیا جز این است كه اهداف دشمنان همیشگی این مرز و بوم در زمان این دولت تحقق نیافته و آنها را برای رسیدن به اهداف خود با مشكل و چالش روبه رو ساخته است؟
كروبی زنگ انتخابات را می نوازد
پس از انتخابات 84، مهدی كروبی با جدایی از مجمع روحانیون مبارز، حزب اعتماد ملی را تشكیل داد. وی در انتخابات مجلس هشتم با ارائه لیست نامزدهای مورد حمایت خود عملاً به طور مستقل و تشكیلاتی وارد صحنه سیاسی كشور شد. كروبی كه به دنبال تشكیل یك ائتلاف مستقل بود، به طور مكرّر نقش مشاركت و مجاهدین را در افول ستاره اصلاح طلبی یادآور می شد و بیشترین گلایه اش از شخص سید محمد خاتمی بود كه همراهانی را برگزیده كه پیش از آن به حرف نشنوی شان اذعان داشته است.
مهدی كروبی اوّلین فردی بود كه قصد نامزدی خود را در مهر 87 برای انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری اعلام كرد. وی كه شك و دودلی را برای مجموعه اصلاحات مضر می دانست در ابتدا این اقدام با اقبال چندانی از سوی اكثریت جبهه دوم خرداد مواجه نشد و اعلام حضور رسمی كروبی به عنوان كاندیدای ریاست جمهوری به مذاقشان خوش نیامد و این اقدام كروبی را برنتابیده و اعلام كردند كه كروبی مهره نظام برای خراب كردن آرأ اصلاحات است. كروبی كه خاطره تلخی از انتخابات 84 داشت، پس از انتخابات ریاست جمهوری نهم در صف منتقدان دولت قرار گرفت و در اظهارنظرها و مقاله ها در روزنامه حزب خود (اعتماد ملی) دولت را به باد انتقاد گرفت.