در سال 1366 برادر مجروحی به نام نور احمد سلطانی اهل مشهد بر اثر اصابت ترکش خمپاره قسمت وسیعی از پوست و عضله و عصب زند اعلی و زند اسفل بازوی راستش از بین رفته بود و نیز دست راست او فلج و ناتوان شده بود .
ایشان به چند متخصص اعصاب مراجعه کرده بود و به قول معروف او را جواب کرده بودند و همگی نظر داشتند که قابل جراحی نمی باشد .
مجروح ناراحت و با دلی شکسته به بنده مراجعه کرد . من نیز به او گفتم این کار یک متخصص جراحی اعصاب است با وجود این ، بنده تلاشم را خواهم کرد اما شفا را از خدا بخواه .
مجروح با تمامی صحبتها ، تصمیم گرفت که عمل شود .و با توجه به اینکه در حدود 15 سانتی متر از طول اعصاب زند اسفل و زند اعلی از بین رفته بود ، از اعصاب سووال پا برای پیوند استفاده کرده  به اعصاب ضایعه دیده بازوی راست پیوند زده شد . به مجروح گفتم 5/1 سال طول می کشد تا این عمل نتیجه بدهد . در این مدت فیزیو تراپی نیز برای او تجویز شد .
در موقع خداحافظی به او گفتم : ما سعی خود را کرده ایم اما توصیه می کنم تو که اهل مشهد و زاده آن آب و خاک هستی بروی و با توسل به امام هشتم شفایت را از او بخواهی .
پس از گذشت چندین سال او که برای کاری به اصفهان آمده بود به من مراجعه کرد ؛ مشاهده کردم که دست راست او که فلج بود به کار افتاده و عصب ترمیم شده است .
برای اطمینان نوار عصبی نیز گرفته شد که بهبود عصب ها را نشان می داد .
این مجروح از اینکه این عمل در کشورش انجام گرفته خیلی خوشحال و مسرور بود و آن را مدیون خون شهدا و الطاف رحمانی امام رضا(ع)
می دانست .

دکتر ایرج امیری