نوشته بودند رسانه ها که :
"تعدادی از خانواده‌های كشته‌شدگان حوادث پس از انتخابات سنگ قبر این افراد را تعویض و بر روی آن عنوان شهید را حک کرده اند. به گزارش خبرنگار جهان، سنگ قبر 2 تن از کشته شده های حوادث پس از انتخابات که در  قطعه 256 و  قطعه 233 دفن شده اند، توسط خانواده آنها تعویض شده و عنوان شهید بر آن قرار گرفته است. این در حالی است كه تعویض سنگ قبر با درج عنوان شهید تنها با مجوز كتبی از سوی بنیاد شهید و ایثارگران و تأیید مسئولین سازمان بهشت زهرا (س) صورت می‌پذیرد."  در اینجا +

و دو هفته بعد نوشتند که :
"بنیاد شهید و امور ایثارگران برای سه نفر از درگذشتگان ماجرای کهریزک کارت شهید صادر کرده است. یک منبع آگاه در بنیاد شهید تهران بزرگ با تائید این مطلب به خبرگزاری مهر گفت: بعد از حوادث تلخ و تخلفات عده ای که منجر به جنایت در بازداشتگاه کهریزک بعد از حوادث انتخاباتی سال گذشته شد، با تائید مراجع ذیصلاح قانونی برای ۳ جانباخته این رویداد یعنی محسن روح الامینی ، محمد کامرانی و امیر جوادی فر پرونده شهادت با کد ۸۸ صادر شده است."    در اینجا +

کف کردیم از این اقدام غیرتمندانه بنیاد شهید و صد البته بغض و کینه انقلابی فرزندان روح الله! ظاهرا تنها حسین قدیانی + است که گرا گرفته است اصل انحراف را و دارد با سر به دیوار بتنی بی تفاوتی ما می کوبد! و انگار روزه همه مان را گرفته است که نفس از مان در نمی اید و حمایت نکردیم "داداش حسین بچه بسیجی ها" را؟! ما ابراز انزجار خود را از این حرکت {شهید خواندن مشتی ملعون و فریب خورده توسط بنیاد شهید!} اعلام می کنیم و توصیه هم می کنیم به همه وبلاگ نویس هایی که روزه آن ها را برده است که بنویسند تا شرمنده قلم نباشند و فریاد بزنند تا حنجره از انها بازخواست نکند فی یوم الحساب! بیایید حالا که حسین قدیانی حاج کاظم آژانس شیشه ای شده، ما هم موتورسوارها باشیم ...  مگر می شود مسعود رجوی ملعون از جریانی حمایت بکند و ما هم فریب خوردگان و هلاک شدگان آن را شهید بدانیم؟

وقت تنگ است هلاهل از زمین جوشیدست
شامگه نیست زمین رخت عزا پوشیدست


پنجه مرگ چه بی رحم و گریبانگیر است
آه ای قوم بجنبید که فردا دیر است


فصل تف آمد و ما تشنه و خصم آسودست
تشنگی را بگذارید فرات آلودست


آب آغشته به ننگ است مبادا بخورید
سهم لبها همه سنگ است مبادا بخورید


هر نفس راوی مرگ است برون می ریزد
از بزاق دهن مرگ جنون می ریزد


شاخه ها چوبه دارند در این مرگ آباد
خانه ها مامن مارند در این مرگ آباد


وقت تنگ است مخسبید زجا برخیزید
گاه جنگ است مخسبید زجا برخیزید


مقصد ما نه در این جاده فرسودنهاست
تن ما زخمی از دشنه آسودنهاست


وای اگر در کمر جاده عمارت سازیم
یا که لنگر همه در بحر فنا اندازیم


درب خمخانه عشرت طلبی باز شده است
فصل گردن زدن آینه آغاز شده است


تیغ کین شهوت بوسیدن حنجر دارد
باز قابیل به کف دشنه و خنجر دارد


باز هم فصل کمین کردن قابیل آمد
دشنه ای باز به قصد تن هابیل آمد


ما همان زخمی از دشنه قابیل هستیم
نه قناری و نه بلبل که ابابیل هستیم


طبل جنگ است که آواز کند در این دشت
مرغ ثار است که پرواز کند در این دشت


دشنه بردار که سردار تو را می خواند
باره زین کن که علمدار تو را می خواند


منبع:  وبنوشت تحفه درویش